ميرزا شمس بخارايى
214
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
شرقى / 450 ، 451 . در روزگار تيموريان ، ميمنه و شبرغان و اندخود ، به حسن تدبير علاء الدوله ميرزا رو به آبادانى نهاد . روضات الجنات ، ج 2 / 137 . شاه اسماعيل صفوى در سال 917 ه . ق / 1511 م ، ميمنه و فارياب را تسخير كرد و قصد داشت كه به سوى ماوراء النهر بتازد . خانان ازبك از در صلح پيش آمدند و توسط خواجه كمال الدين محمود صاحبديوان عهد و پيمان خويش را به شاه صفوى ابراز داشتند . شاه اسماعيل درياى آمو را مرز ميان ايران و ماوراء النهر شناخت و حكومت بلخ ، اندخوى ، شبرغان ، چيچكتو ، ميمنه ، فارياب ، مرغاب و غرجستان را به بيرام بيگ قرامانلو سپرد و از آنجا به عراق برگشت . تكملة الاخبار / 50 ؛ بر اساس نوشتهء محمّد يوسف واله اصفهانى در سال 922 محمّد ميرزا نوهء سلطان حسين بايقرا با هميارى امير اردو شاه ، حصار بلخ را به محاصره كشيد . امير محمّد بهارلو ملازم ديو سلطان روملو كه از سوى وى محافظت آنجا را بر عهده داشت ، پايدارى كرد ؛ ولى طولانى شدن مدّت محاصره مردم را به ستوه آورد . خواجه حيدر على مجبور شد تا به اتّفاق ديگر كلانتران شهر ، دروازهء عكاشه را بر روى محمّد ميرزا بگشايد . امير محمّد بهارلو به ارگ پناه برد و از خود پايدارى نشان داد ، امّا پس از دو روز بيرون آمد و در سلك ملازمان ميرزا قرار گرفت . امير جان محمّد قاسم حاكم شبورغان هم به ناچار نزد ميرزا آمد و حكومت آنجا را تسليم وى كرد . هنگامى كه امير اردو شاه حكومت بلخ را به قوام بيگ برادر خود سپرد ، اختلاف ميان ميرزا و امير بالا گرفت و در سال 923 ه . با قتل امير اردو شاه به دستور ميرزا ، اين دشمنى شدّت يافت . قوام بيگ برادر امير راه ستيز پيش گرفت و به استحكام برج و بارهء بلخ پرداخت و پيكى نزد محمّد بابر ميرزا به كابل فرستاد . بابر ميرزا از فرصت استفاده برد ، بلخ و ميمنه را به تصرف خود در آورد و پس از چندى محمّد امين بيگ را از سوى خود به حكومت بلخ و شبرغان گماشت . خلد برين / 262 - 66 ، و نيز ر ك : ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى / 181 - 184 . محمود ولى بلخى در سدهء 11 ه . ميمنه را طالقان نام نهاده و جزو بلاد غربى بلخ به شمار آورده و همو در ضمن توصيف شهر به اوضاع جغرافيايى و اقتصادى منطقه